Free Balochistan

Spotlight

The National Baloch media Network

Interface Language

Select Interface Language:

Balochi English Farsi Urdu

Main Menu

Its Google link

Site Info

Anonymous
38.107.191.98
Nickname:

Password:

Security Code
Security Code
Type Security Code


User Stats:
Today: 0
Yesterday: 0
This Month: 8
This Year: 159
Total Users: 409
New Members:
Online Now:
  Guests: 17
38.107.xxx.xx
38.107.xxx.xx
38.107.xxx.xx
66.249.xx.xxx
38.107.xxx.xx

  Total Online: 17
Server Time:
Jul 30, 2010
11:59 am EDT

Google Translation

January 11, 2010 06:51 AM EST

بلوچستان تا پايان قرن سيزدهم ميلادی

بلوچستان تا پايان قرن سيزدهم ميلادی

Author: Jangan. 460 Reads
  Print this page   Export to PDF format   Mail to a friend


با شکل­گيری امپراطوری هخامنشيان در قسمت عمده قاره آسيا، بنابر بعضی کتيبه­های بيستون بلوچستان نيز تحت سلطه آنها در آمده است. بر طبق اسناد تاریخی بسال ۵۲٨ (ق– م) بلوچستان از جمله متصرفات کورش هخامنشی میباشد. لازم به یادآوری است که لشکرکشی و تصرف سرزمینها در آن دوران شکلی ابتدائی داشته، بدینصورت که مهاجمین اکثراً بعد از تصرف یک منطقه با گرفتن باج، غارت و چپاول مردم آن سامان، منطقه را ترک مینموده­اند و یا در بعضی موارد منطقه­ای را برای مدتی تحت نفوذ خود نگاه میداشته­اند ولی بر بر اثر عوامل گوناگون بعد از چندی مناطق متصرفه را ترک مینموده­اند.

 
سلاها پس از آن، با شکل­گیری امپراطوری یونانیان اسکندر مقدونی بعد از غارت قسمتی از هند در راه بازگشت همچنان به غارت و چپاول پرداخت و در سال ۵۲٨ (ق– م) به غارت بلوچستان دست زد. اما هنگام عبور از مکران پیشقراولان لشکرش بفرماندهی لین­ناتوس(Lien Natus) با مقاومت دلاوران بلوچ روبرو گشتند و از بلوچها شکست سختی خورده متفرق شدند. بطوریکه گفته میشود اکثر سپاهیان اسکندر مقدونی در بلوچستان تلف شده­اند. باقیمانده قوای اسکندر پراکنده شده و پس از تحمل تلفات و سختیها به سرزمین پهره که فارسها آنرا فهرج نامیده­اند(ایرانشهر) به همدیگر میرسند.
با مرگ اسکندر در سال ۳۲۱ قبل از میلاد، متصرفاتش بین امیران نزدیک و سران نظامی­اش تقسیم گردیدند. متصرفات آسیای مرکزی و غربی اسکندر جزو سهم سلوکس در آمد. استانهای شرقی از هند گرفته تابلوچستان بسهم سلوکس تعلق گرفت. سلوکس در سال ۳۰۳ قبل از میلاد در نبرد با یکی از راجه(پادشاه – سردار)های هند شکست خورد که سرانجام متصرفات شرفی خود به انضمام بلوچستان را از دست داد.
سالیان بعد از آن بلوچستان مدتی بتصرف سلطنت باکتریا(بلخ امروزی در آسیای مرکزی) درآمد. سلطنت باکتریا در سال ۱۳۰ قبل از میلاد بوسیله سکها(احتمالاً سکاها باشند) که قبایلی خانه بدوش در آسیای مرکزی بودند، سرنگون گردید.
بلوچستان همواره در طول تاریخ مورد تجاوز، غارت و چپاول بیگانگان قرار داشته است. بطوریکه در بعضی موارد مهاجمان توسط ساکنان بلوچستان شکست خورده و گاهی بر آنها مستولی گردیده­اند. بلوچستان بعلت موقعیت جغرافیائی­اش از زمانهای قدیم تا بحال یکی از معابر سوق­الجیشی محسوب می­گشته است. اشغالگران برای فتح هند، بلوچستان را "باب هند" بشمار میاورده­اند. این عامل همراه با عوامل گوناگون دیگر موجب گشته­اند که بلوچستان اکثراً مورد تعدی، غارت و چپاول بیگانگان قرار گیرد.
حکام و سلاطین ایران یکی پس از دیگری بلوچستان را مورد تاخت و تاز خویش تحت بهانه­های گوناگون که هدف عمده­شان چپاول بوده، قرار داده­اند. هر زمان که بلوچها، بلوچستان و مناطق اطراف را تحت سلطه خود درآورده­اند، موجب خشم حکام ایرانی قرار میگرفته­اند. همزمان با حاکمیت ساسانیان که بلوچستان با قدرتی نیرومند در همسایگی­شان وجود داشت، ساسانیان با نپذیرفتن همسایه­ای نیرومند در کنارشان با هدف غارت و چپاول در صدد حمله به بلوچستان برآمدند. چنانکه عده­ای از مورخین و جیره خواران جهت اثبات چاکری و بندگی خویش(معمولاً در هر دوره­ای وجود داشته و دارند) وقایع را وارونه جلوه داده و مردم بلوچ را چپاولگر و رهزن معرفی نموده­اند. در هین دوره است که اردشیر بابکان بفکر قلع و قمع بلوچها می­افتد.
فردوسی در اینمورد جنین میگوید:
بکار بلوچ ارجمند اردشیر          بکوشید با کاردانان پیر
نبد سودمندی با افسون رنگ      نه از بند رنج و نه پیکار جنگ
اگر چند بد این سخن ناگزیر        بپوشید بر خویشتن اردشیر  
ولی اردشیر کاری از پیش نمی­برد. بعد از آن انوشیروان عادل! که از عدالت و دادگری­اش بسیار شنیده­ایم، به بلوچستان لشکرکشی میکند. انوشیروان حملات غارتگرانه و ظالمانه خویش را بر سرزمین بلوچستان تا آنجا پیش میبرد که خواهان نابودی نسل بلوچ از صحنه گیتی میگردد.
عده­ای جیره خوار انوشیروان ظالم را عادل! و مستحق سرکوب بلوچها بحساب آورده­اند و وقایع را با خفت­خواری وارونه جلوه داده اند. در هر صورت فردوسی جریان حمله انوشیروان را برعلیه بلوچها چنین برشته نظم درآورده است:
از ایشان فراوان و اندک نماند     زن و مرد جنگی و کودک نکاند
سراسر به شمشیر بگذاشتند        ستم کردن کوچ برداشتند
بشد ایمن از رنج آنان جهان       بلوچی نماند آشکار و نهان
غارت و چپاول انوشیروان موجب گشت که سرزمین بلوچستان و مردم بلوچ تحت اسارت و سرکوب، قتل و کشتار ساسانیان از سال ۵۲۹ تا ۵۷۷ میلادی قرار گیرند. بعد از انوشیروان نوه او خسرو اول قسمت "مکُـران" بلوچستان را نیز متصرف گردید.
 
اعراب طی حملات خود به ایران در زمان یزدگرد سوم آخرین پادشاه سلسله ساسانی، ایران را بتصرف خویش درآوردند و در سال ۶۴۵ میلادی بعد از فتح کرمان ضمن پیشروی در کوههای جنوب شرقی با بلوچها درگیر میشوند که در نتیجه عده زیادی از پساه اعراب بدست بلوچها نابود میگردند. همزمان با حمله اعراب به کرمان عده­ای از بلوچهای ساکن کرمان حاضر به همکاری با اعراب برعلیه ساسانیان میگردند. علت همکاری آن عده از بلوچها این بوده که از ستم امپراطوران ساسانی به تنگ آمده بودند و بر اثر همین کینه، با اعراب همدست شده و آنها را در تصرف باقیمانده ایران یاری رساندند. هنگامیکه عرب­ها قدرت تصرف بلوچستان را مینمایند، در مناطق کوهستانی بلوچستان شکست سختی متحمل شده و ناچار به عقب­نشینی میگردند. البته تعدادی از بلوچ­ها که با اعراب همکاری نموده بودند، همراه آنان به دارالخلافه اعراب میروند.
مدتی بعد از آن، عبدالله بن عامر فرماندار عراق دستور داد که گروهی از طریق دریا به بلوچستان و سِـند اعزام گردند تا موقعیت آنا را برای حملات بعدی اعراب شناسائی کنند. هیئتی به سرکردگی حکیم بن العدی به منطقه اعزام میشود. هیئت مذکور پس از تحقیقات لازم به عراق باز گشته و گزارش میدهد که در آنجا دشواریهای زیادی وجود دارد. اگر سپاه ما کم باشد همه کشته میشوند و چنانچه زیاد باشیم از گرسنگی می­میریم. بنابر روایات چنین برمیآید که اعراب بناچار تا مدتی از جمله به بلوچستان منصرف میشوند.
 
تا اینکه چندی پس از آن حارث بن مرت العبدی همراه با سپاهی مجدداً به بلوچستان حمله میکند. حمله اعراب بسرکردگی حارث در نواحی مرزی صورت گرفت که در این حمله اعراب اموال مردم منطقه را بتاراج بره و در ظرف یک روز هزار نفر مرد و زن را به اسارت گرفتند و میان سپاهیان خود تقسیم نمودند. طی این حمله حارث بر شهر قیقان(بخشی از کچهی واقع در بلوچستان شرقی) حمله می­برد که در نتیجه این حمله بیشتر سپاهیان حارث کشته میشوند و تعداد کمی جان سالم بدر میبرند.
مدتی بعد ار آن اعراب منان بن سلامه را مامور فتح بلوچستان مینمایند که وی جواب رد میدهد و در جواب فرمانده خود چنین اظهار میدارد "تو راه مکران را بمن نشان میدهی و امر میکنی به آنجا بروم، ولی میان فرمان دادن و اجرای حکم فرمان تفاوت بسیار است. من هیچوقت به این سرزمین داخل نخواهم شد زیرا شنیدن اسم آنجا مرا به لرزه می­اندازد".
تا اینکه بسال ۷۱۱ میلادی محمیبن قاسم برادرزاده حجاج بن یوسف ثفقی مامور فتح بلوچستان و سند گردید. اگرچه او پیروزیهائی بدست آورد ولی بلوچ­ها بتدریج قوای او را تضیف نمودند تا آنجا که وی نتوانست مدت زیادی به اقامت خود ادامه دهد و ناچار به مراجعت گردید.
اعراب هر چند بر ناحیه جنوب شرق ایران و کرمان حکومت کردند، اما هرگز نتوانستند در بلوچستان اعمال حاکمیت نمایند، چون اعراب شناختی از منطقه نداشتند و مردمانی صحرانشین بودند. در نتیجه حاکمیت­شان بر بلوچ­ها که افرادی کوه­ نشین و مقاوم بودند بمراتب مشکل­تر بود.
ادامه حملات اعراب موجب شد که یعقوب لیث صفاری در سال ۸۶۰ میلادی برعلیه اعراب قیام نمود و با شکست دادن اعراب و تسلط بر ایران و تصرف قسمتی از بلوچستان، حکومت صفاریان را بر این خطه مستقر گردانید.
 
بعد از سرنگونی صفاریان، حکام و سلاطین آن دوره مانند دیلمیان، آل بویه، غزنویان، سلجوقیان و . . . بخاطر تسلط و دستیابی بر این ناحیه بطور مداوم به بلوچستان حمله نموده و پس از غارت و چپاول تعداد زیادی از مردم این دیار را بخاک و خون می­کشیده­اند. با روی کار آمدن سلسله غزنوی، امیر سبکتکین به بلوچستان لشکرکشی نمود ولی موفق بتصرف بلوچستان نگردید. سپس سلطان محمود غزنوی، خواهرزاده­اش امیر اسمعیل را مامور سفر کرمان کرد و به وی چنین گفت که مقصود از فرستادن تو آنست که بلوچ­ها را از میان برداری چون جنگ با آنان نتیجه نخواهد داشت. لذا باید بلوچ_ها را با تدبیر نابود کنی. سلطان محمود چند شیشه زهر به او میدهد و میگوید که کاروانی مرکب از ۲۰ راس شتر را از اصفهان سیب بار کرده و همه سیبها را زهرآلود سازید و راهی آن منطقه گردید. هنگام عبور از آن منطقه، ضمن حمله بلوچ­ها تو یارانت از قافله دور شوی. با این تدبیر، امیر اسمعیل بلوچ­های حمله کننده را مسموم و هلاک ساخت. بلوچ­ها بعد از آن دست به تلافی زدند و تدابیر امیر اسمعیل جهت نابودی آنها درمجموع کارساز نشد. پس از اتمام تدبیر امیر اسمعیل، سلطان محمود غزنوی با پنج­هزار سوار وارد جنگ با بلو­چ­ها شد. این چنگ در حوالی شهداد کنونی از توابع کرمان(خبیص سابق) صورت گرفت که در نتیجه بلوچ­ها مغلوب گردیند. چنانچه از نوشته­ها برمیآید، عده­ای از سلاطین که با زور نتوانسته­اند بر بلوچستان مسلط گردند، به حیله و نیرنگ متوسل گردیده­اند. چنانچه در دوره سلجوقیان، ملک قاوردموسس سلسله سلاجقه کرمان که جانشینانش بر کرمان و توابع فرمانروائی کرده­اند، مجبور میشوند با سیاست و حسن تدبیر بلوچ­ها را مطیع خویش سازند که گفته میشود خود ملک قاورد توجه خاصی به بلوچستان مبذول داشته است. هدف این سلاطین از اتخاذ سیاستهای ملایم و طرفداری از بلوچها فقط برآوردن اهداف اقتصادی، غارت و چپاول برای خویش بوده است. هم چنین در سال ۹۲۶ میلادی بوالفورس بن بهاءالدوله آل بویه در جنگ با برادرش سلطلن الدوله از کمک جنگجویان بلوچ برخوردار بوده است.
 
در مورد اوضاع اقتصادی و اجتماعی بلوچستان در این دوران، سیاحان زیادی از بلوچستان دیدن نموده و به شرح و توصیف اوضاع مطابق میل خویش پرداخته­اند. المقدسی سیاح عرب از آن جمله است که در سال ۱۰۵۲ میلادی به بلوچستان سفر نموده و در مورد مکران مینویسد که در آن دوره بسیار آباد بوده است. گندم و یک قسم شکر سفید که عرب­ها به آن الفنید(Al-Fanidh) و فارس­ها پنید(Panid) میگفتند بکثرت تولید میشده است. در مورد بسیاری از شهرهای مکران ذکری بمیان آورده و بزرکترین شهر و بندرگاه آنرا شهر تیز(واقع در ۹ کیلومتری چابهار) دانسته که کنار ساحل مکران قرار داشته است. مرکز مکران قنبوریا(پنجگور فعلی واقع در بلوچستان شرقی) بوده است. بنا بر اظهار المقدسی پنجگور در آن زمان دارای قلعه خاکی بوده و بوسیله خندقی که در چهار سوی آن ایجاد نموده بودند، محافظت میگشته است. علاوه بر این دور تا دور خندق پوشیده از درختهای خرما بوده است و دارای دو دروازه بوده که یکی باب تیز(تیس) نام داشته و دروازه دیگر دارای مسیری بوده که از آن مسیر راه به استانی که دارالخلافه خضدار بود، میرفته است. همچنین اضافه نموده که در آن شهر انبارهای آذوقه بزرگی وجود داشته­اند. شهر تیس تا قرن دوازدهم میلادی مرکز تجارت منطقه بوده و علاوه بر تجارت، مرکز صنعت نیز بوده است. صنعت سفالگری و ساختن افزار فلزی در آنجا معمول بوده است. جمعیت آن را اقوام مختلفی تشکیل میداده­اند. ویرانی شهر هرمز بر افزایش رونق و اهمیت شهر تیس افزوده است. المقدسی نیز در باره شهرهای دیگر مکران از آنجمله بمپور- پورا و فهرج نیز ذکریبمیان آورده است. صنعت و تجارت مکران بحدی رونق داشته که فقط در سال ۱۱۷۳ عشور(باج) آن مبلغی در حدود ۳ هزار دینار بوده است.
بلوچستان که مختصر ذکری از آن دوران بقول المقدسی بیان گردید، دوباره مورد تاخت و تاز اقوام وحشی مغول­ها قرار میگیرد. مغولها چندین بار به سرزمین بلوچستان هجوم آورده­اند و آنرا ویران ساخته و هرآنچه به چنگ آورده­اند با خود به یغما برده و اموال غیرمنقول را تباه ساخته­اند. حملات مغولها در سال ۱۲۲۳ میلادی بر سرزمین ایران موجب شکست خوارزمشاهیان و فرار سلطان جلال­الدین خوارزمشاه به هندوستان گردید. سلطان جلال­الدین مدتی بعد از هند وارد بلوچستان گشته و از بلوچ­ها طلب امداد میکند که وی را بمنظور گردآوری سپاهی جهت مقابله با مغولها یاری رسانند. در همین ضمن چنگیز مغول مطلع میشود و به بلوچستان لشکرکشی میکند که با شکست جلال­الدین، بلوچستان را غارت مینماید. جنایات و فجایع حملات مغولها به حدی بوده که اگر هم اکنون نامی از مغولها برده شود، میان مردم بلوچ بلافاصله معنی غارت، خونریزی، کشتار و چپاول پدیدار میگردد. عمده­ ترین تباهی و ویرانی بلوچستان در زمان مغولها صورت پذیرفته است. خرابی، ویرانی و غارت شهرهای آباد و پر رونقی همچون تیس، مرکز توران(خضدار)، قنداویل(گنداوه) و کیچ از آثار شوم مغولهست.
 
چنانچه از نوشته­ها و آثار برمیاآید بعضی از مناطق مورد غارت و چپاول مغولها، بزودی ترمیم گردیه و رونق خویش را باز یافته­اند. چنانچه چندین سال بعد از اولین حمله مغولها، تعضی از مناطق بلوچستان از آنجمله کیچ(واقع در بلوچستان شرقی) همچنان آباد بوده و مَـلک­ها بر قسمتی از آن حکومت میکرده­اند. مارکوپولو در قرن سیزدهم بسال ۱۲۷۳ میلادی از ناحیه مکران دیدن نموده و در سقرنامه خود مینویسد که "کسماکوران(کیچ- مکران) سرزمینی مستقل بوده و امپراطوری مستقل ملک­ها در آنجا وجود داشته است که دارای یک پادشاه و زبان مخصوص به خود بوده. مارکوپولو می­افزاید که بسیاری از مردم این منطقه بت پرست بوده­اند و اقوام گوناگونی را شامل میشده است".

جبـهـه تـحـریـر بلو چـسـتـان

 



تاريخچه جنبشهای ملی در بلوچستان



------



Copyright © by Balochistan Entertainment Network
All Right Reserved.


Category: تاريخچه جنبشهای ملی در بلوچستان
Tags: بلوچستان تا پايان قرن سيزدهم ميلادی
Bookmark: Share/Save/Bookmark

[ Go Back ]
Content ©

U N P O

Link Units

Stream Videos

تحلیل مهم ترین رویدادهای سیاسی هفته، مصاحبه با خبرسازا

By: Anonymous
On: 21st Jul 2010
Views: 52
Rating: 0.00 Votes: 0

صاحبه آقای کمال ناروئ یبمب گذاری در مسجد جامع

By: Anonymous
On: 19th Jul 2010
Views: 74
Rating: 0.00 Votes: 0

Event In Italian Parliamen

By: Anonymous
On: 15th Jul 2010
Views: 117
Rating: 0.00 Votes: 0

فيلمي از يک جوان بلوچ که توسط ماموران اداره اطلاعات زاه

By: Anonymous
On: 12th Jul 2010
Views: 135
Rating: 0.00 Votes: 0

فیلم سخنرانی مهندس رحیم بندوی در پارلمان ایتالیا

By: Anonymous
On: 10th Jul 2010
Views: 129
Rating: 0.00 Votes: 0

monira solmani

By: Anonymous
On: 10th Jul 2010
Views: 145
Rating: 5.00 Votes: 1

فیلم تظاهرات مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاک 22 خرد

By: Anonymous
On: 13th Jun 2010
Views: 130
Rating: 5.00 Votes: 1

Ahmadinejad vows to avenge Revolutionary Guard suicide bombing

By: Jangan
On: 11th Jun 2010
Views: 108
Rating: 0.00 Votes: 0

Former elite officers in Revolutionary Guard reveal increasing tensions in Iran regime

By: Jangan
On: 11th Jun 2010
Views: 128
Rating: 0.00 Votes: 0

Baloch Women Panel protest Karachi Press Club against the Makkran Operation

By: Anonymous
On: 08th Jun 2010
Views: 124
Rating: 0.00 Votes: 0

Old Articles

Add links

Top Links